زبان یک رودخانه است که مرتب بسترش روعوض میکنه
زبان پاک احمد کسروی و فردید
اینها که پیاده می کنند چه چیز را پیاده می کنند؟
- پیاده ؟
فلان امر را به مورد اجراء درآورد
به این مفهوم مصداق بخشید
ساعت را سوار کردیم !
آدم روی اسب سوار و پیاده می شد"
این که این تعبیر "پیاده کردن نوار" یا "پیاده کردن از نوار" از چه زمانی و توسط چه کسی باب شده است بر نگارنده معلوم نیست اما مرحوم فردید حالی که استفاده از تعبیر "پیاده کردن" را در مورد "روی کاغذ آوردن سخنان کسی از نوار صوتی" و یا "اجرای یک کاری"، درست نمی دانست ولی می بینیم که مجبور می شود همین لفظ را به همین معنی در مورد روی کاغذ آوردن سخنانش در مواردی بکار ببرد! بطوریکه بنظر می رسد این لفظ خود را به گوینده علی رغم اعتقاد و آگاهی وی به اشتباه بودنش در مواردی تحمیل می کند. ذیلا میتوانید مواردی از سخنان استاد را ملاحظه نمائید:
"بنابراین این عناوینی را که عرض کردم خودش فعلا چون اجمال هستش و من تفصیل دادم...و این دیگر...خدا بایستی...من دیگر نمی دانم پیاده بشود...هر چند کلمه "پیاده" را استفاده نمی کنم،"بیاید روی کاغذ"، نمی دانم..
سلام
من با این ایده درست نوستن و درست خواندن و زبان پاک و شسته رفته خیلی موافق نیستم!
اگر بپذیریم که زبان وسبیله ای برای ارتباط و تبادل آراء و اندیشه و رفع نیازهای روزانه است منطقی است که وقتی این اهداف بخوبی برآورده شوند به مقصود رسیده ایم حالا دیگر بگوئیم پیاده کردن با احرا کردن
یا بگوییم دیدگاه یا نقطه نظر ! چه فرقی میکنه ؟ چه مشکلی ایجاد می کنه سالها به ما تاکید کردند نگویید عطر به فتح عین بگویید عطر به کسر عین ! کسی گوش کرد؟!!
همبن پیاده کردن
پیاده کردن را تاکپد می کنند بگوئید
اجراکردن، عملی کردن، فعلیّت بخشیدن، مُحقَّق کردن
مثلا بجای ابنکا بگوئیم
این اصول را باید پیاده کرد. بهتر است بگوئبن
ین اصول را باید اجرا کرد
و نگوئیم
برنامهای تنظیم کرده که میخواهد پیاده کند.
بجایش بگوییم
برنامهای تنظیم کرده که میخواهد عملی یا اجرا کند
خب اگه همون جمله اولی مقصود رو منتقل می کنه و ازهمه مهمتربین مردم جا افتادع و مرسوم شده و
چه اصراریست که آت را عوض کنیم ؟!!
نهایتش اینه که نوعی غلط مصطلح است!
بنظرم زبان شبیه یک رودخانه است که مرتب بسترش را در طول زمان عوض میکنه و ما کاری نمی تونیم بکنیم
اگه بخواهییم با حصارهای بتنی آن را در یک مجرای از پیش تععین شده هدایت کنیم کار مشکلی است که حتی اگر هم عملی باشد جلوی رشد و بالندگی زبان را می گیرد
این نکته بسیار مهمی است که بزرگانی امثال احمد کسروی و همین اقای فردید از آن غافل مانده اند! گونه ای به زبان نگاه کرده اند گویی قوانین فیزیک و شیمی است که نمی شود تغییر کند در حالیکه زبان و خط در وهله یک قرارداد اجتماعیست که انسانها از دیرباز و بطور خودجوش بین خود وضع کرده اند تا بتوانند تبادل فکر کنند و قواعدی که برای زبان وجود دارد را کسی وضع نکرده از روی الگوی زبان استخراج شده و این است که می بینید قواعد دستور زبان خیلی هم قوانین قاعده مندی نیستند افعال با قاعده دادیم و از ان طرف کلی افعال بی قاعده!) زبان انگلیسی رو میگم)
وقتی خیلی دغدغه درست حرف زدن و درست نوشتن را داشته باشیم از مقصود اصلی که ارتباط است باز می مانیم
حتی از واژه هایی چون درآمد و پیش درآمد!! استقبال چندانی نشده ..نهایتا در بین آهنگسازان سنتی ایرانی متداول شده
که تازه مردم عادی کوچه و بازار هم معنی و مفهومش رو درک نمی کنند!